عشق و دیوانگی | سایت عاشقانه
گردنبند magic love نیم ست سارینا انگشتر versace دستبند النگویی versace

آخرين مطالب
مطالب تصادفی
سایت عاشقانه | ملودی عشق
آخرين نظرات سايت
فروشگاه زیور آلات
 

lovemelody.ir-94

در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود فضیلت ها و تباهی ها همه جا شناور بودند .

روزی همه فضایل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه

ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت : بیایید یک بازی بکنیم مثلا ً قایم باشک .

همه از پیشنهاد او شاد شدند . دیوانگی فورا ً فریاد زد : من چشم میگذارم .

از آن جایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردند که او چشم بگذارد و او به دنبال آنها بگردد .

دیوانگی جلوی درختی رفت و چشم هایش را بست و شروع به شمردن کرد : یک   دو   سه . . .

لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد . خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد .

اصالت در میان ابرها پنهان شد . هوس به مرکز زمین رفت . طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد .

دیوانگی مشغول شمردن بود : ۷۹ و ۸۰ و همه پنهان شده بودند به جز عشق که مردد بود و نمی توانست تصمیم بگیرد .

جای تعجب هم نیست می دانیم که پنهان کردن عشق مشکل است .

در همین حال دیوانگی به پایان شمارش رسید : ۹۵ و ۹۶ و . . .

هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید و در بین یک بوته رز پنهان شد .

دیوانگی فریاد زد که دارم می آیم .

اولین کسی را که پیدا کرد تـنبلی بود زیرا تـنبلی تـنبلیش آمده بود جایی پنهان شود .

لطافت را یافت که به  شاخ ماه آویزان بود . دروغ ته چاه . هوس در مرکز زمین . یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق .

او از یافتن عشق ناامید شده بود .

حسادت در گوش هایش زمزمه کرد که تو فقط عشق را باید پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است .

دیوانگی شاخه ی چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیادی آن را در بوته گل فرو کرد .

دوباره … دوباره …  تا با صدای ناله ای متوقف شد .

عشق از پشت بوته بیرون آمد . با دست هایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشت هایش قطرات خون بیرون می زد .

شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند . او نمی توانست جایی را ببیند او کور شده بود .

دیوانگی
گفت : من چه کردم؟   من چه کردم؟   چگونه می توانم تو را درمان کنم و عشق
پاسخ داد : تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کاری کنی راهنمای
من شو .

 و از آن روز است که عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار او.

تاریخ ارسال : ۱۷ اردیبهشت, ۱۳۹۲  ,   موضوع : داستان های عاشقانه, ملودی عشق
شماره پست : 367  ,   يک ديدگاه  ,   نویسنده :  ,   بازدید : 1,866 views 

رهاگفته :

بسیار وبلاگ زیبایی داری

[پاسخ]



5 × هشت =