شعر های عاشقانه | سایت عاشقانه - Part 5
گردنبند magic love نیم ست سارینا انگشتر versace دستبند النگویی versace

آخرين مطالب
مطالب تصادفی
سایت عاشقانه | ملودی عشق
آخرين نظرات سايت
فروشگاه زیور آلات
 
تاریخ ارسال : ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-78

من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره
همیشه بین ما دیوار صد رنگ غروره
نداریم هیچ کدوم حرفی که باز هم تازه باشه
چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره

من و تو.. من و تو .. من و تو..
هم صدای بی صداییم ، با هم و از هم جداییم

خسته از این قصه هاییم ، هم صدای بی صداییم

نشستیم خیلی شب ها قصه گفتیم از قدیما
یه عمره وعده ها افتاده از امشب به فردا
تمام وعده ها رو دادیم و حرفا رو گفتیم
دیگه هیچی نمی مونه برای گفتن ما

من و تو.. من و تو .. من و تو..
هم صدای بی صداییم ، با هم و از هم جداییم
خسته از این قصه هاییم ، هم صدای بی صداییم

گل های سرخمون پوسیده موندن توی باغچه
دیگه افتاده از کار ساعت پیر رو طاقچه
گل های قالی رنگ زرد پاییزی گرفتن
اون هام خسته شدن از حرف هر روز تو و من

من و تو.. من و تو.. من و تو.. من و تو..

شاعر: اردلان سرافراز

موضوع : شعر های عاشقانه, ملودی عشق
بدون ديدگاه
وقتی از تو دل بریدم
تاریخ ارسال : ۱۲ اردیبهشت, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-77

وقتی از تو دل بریدم          جز خودت چیزی ندیدم

پی هر کسی که رفتم            آخرش به تو رسیدم

حالا که رفتم و گشتم                میبینم تکی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض کرد             حتی با شبای رویا

انگار اسمون نمیخواست            ببینه ماها رو با هم
یادته لحظه ی اخر             زیر اون بارون نم نم

گل سرختو گرفتی              دادی دستم گل مریم
دست من نبود نه از تو           بلکه از خودم گذشتم

عشقتو خواستم بذارم               لای خاطرات دفتر
اما یاد تو نمی گذاشت           میومد دوباره از سر

توی یک غروب جمعه             اصل مطلبو نوشتم
پی هیچ کس نمی گردم          چون تویی اول و اخر

حالا که رفتم و گشتم              میبینم تکی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض کرد             حتی با شبای رویا

یادته خواستی بمونم             ناله کردم که نمیشه
حالا عمریه اسیرم               توی دام زرد غربت

اما اسمشه که نیستی             با منی همش….همیشه
من که تقصیری نداشتم                  تلخه قانون جدایی

من و تو سرش نمیشه            میزنه چه تیشه هایی
ولی حق داری بگی که           اینا حرفه….بی وفایی

حالا که رفتم و گشتم              میبینم تکی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض کرد        حتی با شبای رویا

{سروده از مریم حیدر زاده }

موضوع : شعر های عاشقانه, ملودی عشق
بدون ديدگاه
مانند یک بهار
تاریخ ارسال : ۱۲ اردیبهشت, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-76

مانند یک بهار…. مانند یک عبور….
از راه میرسی و مرا تازه میکنی.
همراه تو هزار عشق از راه میرسد
همراه تو بهار…
بردشت خشک سینه من سبز میشود.
وقتی تو میرسی…. در کوچه های خلوت و تاریک قلب من … مهتاب میدمد…
وقتی تو میرسی…
ای آرزوی گم شده بغض های من…
من نیز با تو به عشق میرسم…

برچسب ها : , , ,
موضوع : شعر های عاشقانه, ملودی عشق
بدون ديدگاه
یاد ایام
تاریخ ارسال : ۱۰ اردیبهشت, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-74

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل آشیانی داشتم

گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار
پای آن سرو روان اشک روانی داشتم

آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود
عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم

چون سرشک از شوق بودم خاکبوس در گهی
چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم

در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بو
د در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم

درد بی عشق زجانم برده طاقت ورنه من
داشتم آرام تا آرام جانی داشتم

بلبل طبعم «رهی» باشد زتنهایی خموش
نغمه ها بودی مرا تا هم زبانی داشتم

رهی معیری

موضوع : شعر های عاشقانه, ملودی عشق
بدون ديدگاه
گل خشکیده
تاریخ ارسال : ۹ اردیبهشت, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-73

بر نگه سرد من به گرمی خورشید
می نگرد هر زمان دو چشم سیاهت

تشنه ی این چشمه ام، چه سود، خدا را
شبنم جان مرا نه تاب نگاهت

جز گل خشکیده ای و برق نگاهی
از تو در این گوشه یادگار ندارم

زان شب غمگین که از کنار تو رفتم
یک نفس از دست غم قرار ندارم

ای گل زیبا، بهای هستی من بود
گر گل خشکیده ای ز کوی تو بردم

گوشه ی تنها، چه اشک ها که فشاندم
وان گل خشکیده را به سینه فشردم

آن گل خشکیده، شرح حال دلم بود
از دل پر درد خویش با تو چه گویم؟

جز به تو، از سوز عشق با که بنالم
جز ز تو، درمان درد، از که بجویم؟

من، دگر آن نیستم، به خویش مخوانم
من گل خشکیده ام، به هیچ نیرزم

عشق فریبم دهد که مهر ببندم
مرگ نهیبم زند که عشق نورزم

پای امید دلم اگر چه شکسته است
دست تمنای جان همیشه دراز است

تا نفسی می کشم ز سینه ی پر درد
چشم خدا بین من به روی تو باز است

فریدون مشیری

موضوع : شعر های عاشقانه, ملودی عشق
بدون ديدگاه
غم شیرین
تاریخ ارسال : ۸ اردیبهشت, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-72

اما من و تو
دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو دراین لحظه پر دلهره است
دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا این دریا
پر خواهم زد خواهم مرد

غم تو این غم شیرین را
با خود خواهم برد …

«حمید مصدق»

موضوع : شعر های عاشقانه, ملودی عشق
صفحه 5 از 71234567