ملودی عشق | سایت عاشقانه - Part 31
گردنبند magic love نیم ست سارینا انگشتر versace دستبند النگویی versace

آخرين مطالب
مطالب تصادفی
سایت عاشقانه | ملودی عشق
آخرين نظرات سايت
فروشگاه زیور آلات
 
بدون ديدگاه
خالی از هرچه که هست
تاریخ ارسال : ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-79

خالی از هر چه که هست میشم….
از زمین سرد خاکی تا نگاهی عاشقانه….
بغض شب توی گلو خیلی وقته که نشسته میدونم ….
با خودم میگم تلخی این زمونه رو میسپرم بدست باد ….
چشمامو میذارم روی هم , سیاهی پشت چشممو با یه رنگ خوب پاک میکنم…
یادمو میدزدمو میبرم به اوج خاطرات گرم تو ….
با دلم آخرین اسم تنهایی شبت رو فریاد میزنم ….
دست سردم میکشم تو خاطرات دلپذیر تو ……..
تا خیال ورت نداره فکر کنی رفتی از سرم ….
شمعدونی کنار باغچه رو در میارم …..
با یه بغل آرزوهای داغ داغ میکارمش تو خاک سبز دل تو ….
و از لحظه لحظه های خواندنم هراسی نخواهم داشت…
یکرنگی نگاهم و با خاطرات نگاه تو موزون میکنم …..
یه ریتم میسازم برای سکوت قصه مون ….
حالا چشممامو باز میکنم به امید بودنت ….
خالی از هر چه که هست …
هستی, نیستی, هستی ….. هستی …..

موضوع : متن های عاشقانه, ملودی عشق
بدون ديدگاه
شاخه گل
تاریخ ارسال : ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-89

به خانه می رفت
با کیف و با کلاهی که بر هوا بود
چیزی دزدیدی؟ پدرش گفت..
دعوا کردی باز؟ مادرش پرسید..
وبرادرش کیفش را زیر و رو می کرد
در پی آن چیز که در دل پنهان کرده بود..
تنها مادر بزرگش دیده بود
شاخه گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش
و خندیده بود..

حسین پناهی
موضوع : داستان های عاشقانه, ملودی عشق
تاریخ ارسال : ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-78

من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره
همیشه بین ما دیوار صد رنگ غروره
نداریم هیچ کدوم حرفی که باز هم تازه باشه
چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره

من و تو.. من و تو .. من و تو..
هم صدای بی صداییم ، با هم و از هم جداییم

خسته از این قصه هاییم ، هم صدای بی صداییم

نشستیم خیلی شب ها قصه گفتیم از قدیما
یه عمره وعده ها افتاده از امشب به فردا
تمام وعده ها رو دادیم و حرفا رو گفتیم
دیگه هیچی نمی مونه برای گفتن ما

من و تو.. من و تو .. من و تو..
هم صدای بی صداییم ، با هم و از هم جداییم
خسته از این قصه هاییم ، هم صدای بی صداییم

گل های سرخمون پوسیده موندن توی باغچه
دیگه افتاده از کار ساعت پیر رو طاقچه
گل های قالی رنگ زرد پاییزی گرفتن
اون هام خسته شدن از حرف هر روز تو و من

من و تو.. من و تو.. من و تو.. من و تو..

شاعر: اردلان سرافراز

موضوع : شعر های عاشقانه, ملودی عشق
بدون ديدگاه
بگو که دوستم داری
تاریخ ارسال : ۱۲ اردیبهشت, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-87

چشمانش پر از اشک بود به من نگاه
کرد و گفت : فقط امروز برای مدت زیادی از برم میروی بگو که دوست دارم به
چشمانش خیره شدم قطره های اشک را از چشمانش زدودم و بر لبانش بوسه ای زدم
اما نگفتم که دوسش دارم روزی که به سوی او رفتم آنقدر خوشحال شد که خود را
به آغوش من انداخت و سرش را بر روی سینه ام فشرد و گفت امروز بگو دوسم داری
دستهای سفید و بلندش را گرفتم اما باز نگفتم که دوسش دارم . ماهها گذشت در
بستر بیماری افتاد با چند شاخه گل میخک سرخ به دیدارش رفتم کنار بالینش نشستم او
را نگاه کردم به من گفت : بگو که دوسم داری میترسم که دیگر هیچ وقت این
کلمه را از دهانت نشنوم اما باز بوسه ای بر لبانش زدم و رفتم . وقتی که آن
روز به بالینش رفتم روی صورتش پارچه ای سفید بود وحشت زده وحیران پارچه را
کنار زدم تازه فهمیدم چقدر دوسش دارم فریاد زدم : به خدا دوست دارم اما….

موضوع : داستان های عاشقانه, ملودی عشق
بدون ديدگاه
وقتی از تو دل بریدم
تاریخ ارسال : ۱۲ اردیبهشت, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-77

وقتی از تو دل بریدم          جز خودت چیزی ندیدم

پی هر کسی که رفتم            آخرش به تو رسیدم

حالا که رفتم و گشتم                میبینم تکی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض کرد             حتی با شبای رویا

انگار اسمون نمیخواست            ببینه ماها رو با هم
یادته لحظه ی اخر             زیر اون بارون نم نم

گل سرختو گرفتی              دادی دستم گل مریم
دست من نبود نه از تو           بلکه از خودم گذشتم

عشقتو خواستم بذارم               لای خاطرات دفتر
اما یاد تو نمی گذاشت           میومد دوباره از سر

توی یک غروب جمعه             اصل مطلبو نوشتم
پی هیچ کس نمی گردم          چون تویی اول و اخر

حالا که رفتم و گشتم              میبینم تکی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض کرد             حتی با شبای رویا

یادته خواستی بمونم             ناله کردم که نمیشه
حالا عمریه اسیرم               توی دام زرد غربت

اما اسمشه که نیستی             با منی همش….همیشه
من که تقصیری نداشتم                  تلخه قانون جدایی

من و تو سرش نمیشه            میزنه چه تیشه هایی
ولی حق داری بگی که           اینا حرفه….بی وفایی

حالا که رفتم و گشتم              میبینم تکی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض کرد        حتی با شبای رویا

{سروده از مریم حیدر زاده }

موضوع : شعر های عاشقانه, ملودی عشق
بدون ديدگاه
مانند یک بهار
تاریخ ارسال : ۱۲ اردیبهشت, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-76

مانند یک بهار…. مانند یک عبور….
از راه میرسی و مرا تازه میکنی.
همراه تو هزار عشق از راه میرسد
همراه تو بهار…
بردشت خشک سینه من سبز میشود.
وقتی تو میرسی…. در کوچه های خلوت و تاریک قلب من … مهتاب میدمد…
وقتی تو میرسی…
ای آرزوی گم شده بغض های من…
من نیز با تو به عشق میرسم…

برچسب ها : , , ,
موضوع : شعر های عاشقانه, ملودی عشق