سایت عاشقانه | ملودی عشق - Part 7
گردنبند magic love نیم ست سارینا انگشتر versace دستبند النگویی versace

آخرين مطالب
مطالب تصادفی
سایت عاشقانه | ملودی عشق
آخرين نظرات سايت
فروشگاه زیور آلات
 
تاریخ ارسال : ۲۷ آبان, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-206

فقط تو نیستی که منو شکستی
فقط تو نیستی که باهام نموندی
تـو این شــبو روزای بی هیـــــاهو
فقـط تو نیستی که منو سوزوندی
من همـیشه به هرکی دل سپردم
ازش فقط یه خاطــــــــــره برام موند
اینهمه تنها شدنو شــــــــــــکستن
من و دیگه از هرچی عشقه ترسوند
فقط تو نیـــــــستی که شبونه رفتی
فقط تو نیســـــتی که دروغ میگفتی
نمیدونم شاید یه روز که دور نیست
تـــــو هم به حـــــالو روزه من بیفتی
انـــــــــــگار که سرنوشته من همینه
من از تو هیچ گــــــــــــلایه ای ندارم
حتماً خودم مقصــــــــــــــــــرم عزیزم
یه عمریه همیشه بیقـــــــــــــــــرارم

موضوع : متن های عاشقانه, ملودی عشق
تاریخ ارسال : ۲۶ آبان, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

lovemelody.ir-205

با من بمون

یادم نمیره یادته چه ساده عاشقت شدم
گفتم که دنیامو میدم اگه بشی مال خودم
نگاه مهربون تو یه حس عاشقونه بود
برای دیوونگیام نگاه تو بهونه بود

با من بمون و زندگی کن با تو همه چی عاشقانس
با هم دیگه غمی نداریم صدات برام بهترین ترانس
با من بمون و زندگی کن با تو همه چی عاشقانس
با هم دیگه غمی نداریم صدات برام بهترین ترانس

حالا برای عشق تو چجوری بی تابم ببین
بیا کنار این دل پر ز خواهشم بشین
تا که بگم تو زندگی واسه تو کم نمیذارم
من به تو ثابت میکنم بی انتها دوست دارم

با من بمون و زندگی کن با تو همه چی عاشقانس
با هم دیگه غمی نداریم صدات برام بهترین ترانس
با من بمون و زندگی کن با تو همه چی عاشقانس
با هم دیگه غمی نداریم صدات برام بهترین ترانس

موضوع : متن های عاشقانه, ملودی عشق
تاریخ ارسال : ۲۵ آبان, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

غرور

نمک رو زخم من نپاش، من زخمی غرورتم
با این همه بدی ببین هنوز سنگ صبورتم
از درد من قصه نگو، قصه ی من تکراریه
مردن من همیشگی واسه دل تو عادیه
جلو چش غریبه ها چقدر خوار و حقیر شدم
هیچی ازم نذاشتی تو، وقتی دیدی اسیر شدم
وقتی نبودم هیچ کسی با دلت هم بازی نبود
خاک سیاه نشوندیمو، دلت هنوز راضی نبود

عشقتو تو سرم نزن، انقد بهم نگو بمیر
تموم هستیم مال تو غرورمو ازم نگیر
چرا همیشه تبرت رو ریشه ی دل منه؟
بگو چرا قلب منه باید همیشه بشکنه؟

چه روزائی که سوختمو به پای تو حروم شدم
یه عمری من دل بستمو، تو چشمای تو گم شدم
دیگه چی میخوای از دلم؟ هرچی که میخواستی دیدی
به عشق پاک و بی ریام توی دلت می خندیدیــــــــــــــی

عشقتو تو سرم نزن، انقد بهم نگو بمیر
تموم هستیم مال تو غرورمو ازم نگیر
چرا همیشه تبرت رو ریشه ی دل منه؟
بگو چرا دل منه باید همیشه بشکنه؟

موضوع : متن های عاشقانه, ملودی عشق
تاریخ ارسال : ۲۵ آبان, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

نگاه بی قرار من اگه دســـت از چشـــات برداشت
اگه این قــصه شیــرین واسـت پایان تلخی داشت
اگه هر وقــت که دلتنـــگی صـدامو دیگه نشنیدی
اگه فردا زیر بـــــــارون منـــو بــا دیــــگری دیـــدی
من ار تو معــذرت میخــوام اگه از من بـــدی دیدی
من از تو معذرت میــــــخوام اگه از دوری رنجیــدی
من از تو معذرت میخوام که باز چشماتو تر کـــردم
من از تو معـــذرت میخوام که دیــگه بر نمیـــگردم
نگو دلگیـــری از دستـــم که قــــدرت رو ندونستم
دلــم خوشبختــیتو میخواست تو باور کن نتونستم
اگه دستای سرگـــــردون منو از قلـــب تو چیــــده
من از تو معذرت میــخوام گــل زیـــــبای ارکیـــــده
من از تو معذرت میخوام که دلگیــری و پـــژمــرده
من از تو معذرت میخوام که احساست ترک خورده

موضوع : متن های عاشقانه, ملودی عشق
تاریخ ارسال : ۲۴ آبان, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

یه اتاق باشه …گرم گرم… روشن روشن
تو باشی منم باشم
کف اتاق سنگ باشه… سنگ سفید… تو منو بغل کردی که نترسم
که سردم نشه نلرزم
می دونی ؟
تو منو بغل کردی طوری که تکیه دادی به دیوار
پاهاتم دراز کردی… منم اومدم نشستم جلوت بهت تکیه دادم
دو تا دستاتو دور من حلقه کردی
بهت میگم چشماتو می بندی؟…می گی : آره
چشماتو می بندی
بهت می گم : قصه می گی تو گوشم ؟
می گی : آره
و شروع می کنی به قصه گفتن تو گوشم
آروم آروم… قصه می گی
یک عالمه قصه بلندو طولانی که هیچ وقت تموم نمی شه
می دونی ؟
می خوام رگمو بزنم
چون دست چپ… یه حرکت سریع… یه جمله ی عمیق بلدی ؟
نه وای !!! تو که نمی بینی
و نمی دونی که می خوام رگمو بزنم
تو چشماتو بستی نمی بینی …
من تیغ و از جیبم در میارم… نمی بینی که
سریع می برم
نمی بینی که خون فواره می کنه… روی سنگ های سفید و
نمی بینی که دستم می سوزه
من لبمو گاز می گیرم که نگم : آخ
که تو چشماتو باز نکنی و منو نبینی
تو داری قصه می گی و هیچ چیز رو نمی بینی
من دارم دستمو نگاه میکنم
دست چپمو… خون ازش میاد
می دونی ؟
دستمو می ذارم رو زانوهام
خون از روی زانوهام می ریزه کف سنگها
مسیرش قشنگه… حیف که چشمات بسته است
نمی بینی …
تو بغلم کردی نمی بینی که سردم شده
محکمتر بغلم می کنی تا گرمم شه
می بینی که نا منظم نفس می کشم
تو دلت می گی آخی …
نفسم گرفت… می بینی ولی محکم تر بغلم می کنی
سردتر می شم… می بینی که دیگه نفس نمی کشم
چشماتو باز می کنی و می بینی من مردم …می دونی ؟
می ترسم خودمو بکشم
از سرد شدن… از این هایی که مردن… از خون دیدن
ولی وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم
مردن خوب بود
آروم آروم… در کناره تو… و در آغوشه تو…
گریه نکن
من دیگه نیستم که ببوسمت… بگم خوشگل شدی
تو خیلی گریه می کنی
دلم می شکنه… دلم نازکه… نشکونش
باشه ؟
من مردم ولی تو باورت نمی شه
تکونم می دی که بیدار شم
فکر می کنی مثل همیشه قصه گفتی و من خوابیدم
می بینی نفس نمی کشم… ولی بازم باور نمی کنی
اونقدر محکم بغلم می کنی که گرمم شه… اما فایده نداره
من مردم … ولی برای تو زنده ام
پس هر شب به این باغ بیا… ولی گریه نکن
می خوام یه چیزی بهت بگم می دونی ؟
دوست دارم

موضوع : متن های عاشقانه, ملودی عشق
تاریخ ارسال : ۲۳ آبان, ۱۳۹۲  ,  نویسنده : 

پرسید باران؟ گفتم بهار!
پرسید بهار؟ گفتم لحظه های با تو بودن!
پرسید لحظه ؟ گفتم کوچه بن بست!
پرسید کوچه بن بست ؟ گفتم من و تو!
پرسید من و تو ؟ گفتم قصه ی ناگفته!
پرسید قصه نا گفته ؟ گفتم هزار و یک شب بودن ما!
پرسید هزارو یک شب بودن ما؟ گفتم زیر پنجره ی تنهایی من!
پرسید زیر پنجره ی تنهایی؟ گفتم اشک مهتاب وقتی نمی غلتد!
پرسید اشک مهتاب؟ گفتم شکوه التماس وقتی دست نیاز به سویت دراز می کنم!
پرسید شکوه التماس؟ گفتم شبهای تاریک یلدایی!
پرسید شبهای تاریک یلدایی؟ گفتم اشک های سرشار پنهانی!
پرسید اشکهای سرشار پنهانی؟ گفتم قلبی که از دیدار می تپد و از ندیدن یار می گرید!
پرسید قلب؟ گفتم تو!
پرسید من؟ گفتم عشق!
پرسید عشق؟ گفتم نوری که هرگز نمی میرد!
پرسید نور؟ گفتم عشق!
پرسید عشق؟ گفتم اشک!
پرسید اشک؟ گفتم عشق!
پرسید عشق؟ گفتم هاله ی دل تنگی!
پرسید هاله ی دلتنگی؟ گفتم عشق!
گریست!
پرسیدم عشق؟
گفت گریستن برای بودنهایی که باید باشند و نیستند و نبودنهایی که نباید باشند و هستند!
من گریستم ، او گریست،
کسی از دالان تنهایی چشم های منتظر غمزده مان فریاد زد…

 

عشق، عشق، عشق!

موضوع : متن های عاشقانه, ملودی عشق